تبليغاتX
رسانه

رسانه

 سر مقاله

در آموزه­های تمامی پیامبران الهی از حضرت زرتشت(ع) تا خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی(ع) سفارشات بسیاری در مورد توجه و رسیدگی به کودکان و عطوفت و محبت به آنان علی­الخصوص ایتام شده است. حتی مکاتب زمینی همچون هندو، بودا و... از توجه به کودکان غافل نبوده­اند.

اما بیشتر از دیگران قرآن عزیز در آیات خود تأکید فراوان بر اجر و پاداش، محبت و عدالت با کودکان و رعایت حقوق آنان دارد و آیاتی نیز مبنی بر عذاب بی­پایان افرادی که به این حقوق تجاوز کنند.

در تعالیم نورانی و انسان­ساز مذهب جلیل­القدر تشیع به تفصیل به تشریع و توضیح حقوق کودکان پرداخته و به آن سفارش و تأکید شده است که طی شمارگان مجله به تحلیل و بررسی بیشتر آنان خواهیم پرداخت.

اما امروزه و در قرن بیست­ویکم در سرتاسر دنیا شاهد وقوع فجایعی در این زمینه هستیم که مختص هیچ قوم و قبیله یا جغرافیا و فرهنگ خاصی نیست. از کشورهای صنعتی و سرمایه­داری جهان اول گرفته تا کشورهای فقیر و عقب­مانده جهان سوم، از اقوام مذهبی و خداباور قربانی جنایاتی شوم و غیرانسانی می­شوند که یک طرف آن کودکان هستند.

جرائمی که اکنون از بیکاری، وادارکردن به دزدی و قاچاق و... گذشته و به انواع و اقسام سوء استفاده­ها، کلاهبرداری­ها و در نهایت فروش کودکان یا بخشی از اعضاء آنها رسیده است.

همچنین پایین آمدن سن ارتکاب به جرم، اعتیاد، فساد، ... از جمله مواردی است که پرداختن به این موضوع را به شدت می­افزاید.

اگر­چه در ظاهر سرنوشت بشر در دست بزرگسالانی است که امروز قدرت، ثروت و اطلاعات بیشتری در دست دارند. تجربه زندگی بشر نمایان­گر است که در عمل آینده را کودکان امروز می­سازند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16ساعت 16:54  توسط شادی بیات  | 


 

                            من کیستم؟
من« دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.

من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.

من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.

من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد.

من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.


من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.


من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.


من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.


من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.

من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.


من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.


من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.


من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.


من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.


من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.

من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.

من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.

دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.

حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.

من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.

من کیستم؟ 

منبع:روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 10:27  توسط شادی بیات  | 

تجزیه و تحلیل برنامه های رادیو و تلویزیون

نام برنامه:اخبار جوانه ها                  مخاطب:نوجوانان            ساختار:غیر نمایشی ترکیبی             مخاطب:نوجوانان           هدف:اطلاع رسانی اخبار مربوط به نوجوانان                                   زمان پخش:هر روز ساعت16                شبکه:1             مدت:15 دقیقه فرمت ها:مصاحبه،گزارش

نام این برنامه با سن مخطبین آن تطبیق دارد و می خواهد اخبار و اطلاعات مربوط به نوجوانان را در اختیار آنان قرار دهد.

آرمی که این برنامه به خود اختصاص داده است به صورت اتحاد دو نوجوان می باشد که دستهای یکدیگر را گرفته اند.از طریق این آرم نوجوانان را متوجه می کندکه می توانند با هم منسجم شوند و باعث نزدیکی آنها با هم می شود.

یکی از محاسن آن این است که در هر گزارشی که تهیه می شود،گزارشگر آن نیز مناسب با سن مخاطبین گزارش تعیین می شود و در انتخاب مجری این برنامه از یک دختر و یا پسر نوجوان استفاده شده است.

نحوه ارائه گزارشگران آن به صورت رسمی است و می توانست به صورت خودمانی انجام شود تا بتواند مخاطبین بیشتری را به خود جلب کند و تاثیر گزاری بیشتری را به همراه داشت.

موضوع این برنامه اطلاع رسانی و آگاه کردن نوجوانان از مسائل علمی،اجتماعی،فرهنگی،گزارش از نمایشگاه هایی که نوجوانان برپا می کنند و همچنین حوادث که همگی مربوط به نوجوانان است می باشد.

موضوع و هدف این برنامه در یک راستا قرار دارد که همانا اطلاع رسانی و آگاه کردن نوجوانان است.

اغلب نوجوانان در ساعت پخش این برنامه یا در کلاس درس هستند و یا در حال استراحت بعداظهر می باشد و زمان پخش برنامه مناسب نیست. بهتر بود این برنامه قبل از برنامه کودک و نوجوان پخش می شد تا می توانست مخاطبین بیشتری را تحت تاثیر قرار دهد.مدت زمان این برنامه هم کافی می باشد و بیشتر از آن باعث کسالت و خستگی مخاطب می شود ودر این مدت می توانند اخبار مربوط به نوخوانان را بازگو کند که در بعضی از برنامه ها وقت هم اضافه می آید و از مناظر و تصاویر همراه با موسیقی استفاده می شود.

از نظر فرمت های که در این برنامه استفاده شده است باید گفت که از فرمتهای همچون مصاحبه،گزارش و ساختار آن غیر نمایشی ترکیبی است ودر آن از نمایش استفاده نمی شود و فرمت آن را هم نمی توان ساده در نظر گرفت.

موسیقی که در این برنامه گذاشته می شود با گزارش و تصاویر مربوط به خبر آن هماهنگی دارد و اگر گزارش مربوط به یکی از شهرهای ایران باشد سعی شده است که از موسیقی محلی آن شهر استفاده شود و نشان می دهد که عوامل تولید این برنامه به خوبی توانسته اند از موسیقی در پخش آن استفاده کنند.

تصویری که در پشت مجری قرار می گیرد و یا در واقع پس زمینه آن، با نوع برنامه مناسب نیست و در واقع از آب نما های ساختمان جام جم استفاده شده است و نمی تواند به خوبی مخاطب را تحت تاثیر قرار دهدو بهتر بود از عکسها ی که با موضوع تناسب دارد استفاده شود.

در پایان می توان گفت که این برنامه در کل موفقعیت آمیز بوده و تا حدودی توانسته است با مخاطبین خود ارتباط برقرار کند و اشکالاتی هم که از نظر اینجانب در این برنامه وجود داشت در بالا گفته شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/24ساعت 19:55  توسط شادی بیات  | 

                            من کیستم؟
من« دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.

من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.

من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.

من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد.

من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.


من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.


من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.


من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.


من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.

من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.


من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.


من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.


من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.


من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.


من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.

من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.

من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.

دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.

حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.

من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.

من کیستم؟ 

منبع:روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 13:59  توسط شادی بیات  | 

هفت پند اشو زرتشت

هفت پند اشو زرتشت:

 گشاده دست و جاري باش و ياري كن مانند رود؛

بخشنده و مهربان باش مانند خورشيد؛

اگر كسي لغزشي كرد آن را بپوشان مانند شب؛

هنگامي كه خشمگين شدي خاموش باش مانند مرگ؛

فروتن باش و خودبين نباش مانند خاك؛

بخشش و گذشت داشته باش مانند دريا؛

 اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش مانند آينه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 1:30  توسط شادی بیات  | 

                  نوروز در ایران باستان

در گاهشمار باستانی،هر ماه به نام یک امشاسپند یا ایزد نامگذاری شده که پس از گذشت سال های بسیار ، این نامها همچنان باقی است ،فروردین :این ماه از فردای نوروز آغاز می شود بنا به عقیده ایرانیان قدیم به فروهرها (روح گذشتگان) تعلق دارد.در روز های آخر اسفند سالگرد آفرینش انسان است انسان در این زمان ،از آسمان به زمین آمده و دارای پیکر مادی شده است.در نخستین روز ماه فروردین تمامی فروهرها مانند اولین انسان که به زمین آمد به زمین باز می گردند.از این رو،نام اولین ماه سال ،از نام فروهرها گرفته شده است.

به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فرهوشی (سرزندگی) اشاره دارد که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی می کند. بنابراین، زرتشتیان، ده روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی می دارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها می روند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.

نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان است، که در نخستین روز از نخستین ماه سال شمسی برگزار می‌شود این جشن از زمان آریاییان وجود داشته و در اصل یکی از دو جشن بزرگ بوده است ، آریاییان در اعصار باستانی دو فصل گرما و سرما داشتند ( طبقه‌بندی سال به چهار فصل بعدها پیدا شد ) که فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما دو ماه بود و بعدها با تغییری که در فصول پدید آمد تابستان تبدیل به هفت ماه و زمستان پنج ماه شد ودر هر یک از این دو فصل جشنی برپا می‌کردند ، جشنی را که در شروع فصل گرما می‌گرفتند" نوروز "و جشن شروع فصل سرما را "مهرگان" می‌نامیدند.
روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالیکه مردم او را روی شانه های خود حمل می کردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.
در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز می شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می کشیده است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشنها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت
.
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان می باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشارهای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد
.
با استناد بر نوشته های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکش هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه "بأل مردوک"، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن     می کرد
.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می شد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می کردند. شاه پیشکش های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می گفتند، آنها را برنمی داشتند
.
روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام می گذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا می شود
.
در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب میپاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می شود ، از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از      باشکوه ترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.

هفت سین سفرهای است که ایرانیان هنگام نوروز میآرایند. این هفت قلم ?سین? می توانند هر چیزی با آوای آغازین ?سین? باشند (نمادی از ?سپنتا?).
اين سفره در دوران باستان """هفت شين""" (شهد، شکر، شيريني، شراب، شببو، شالين، شبدر) بوده است اما در پي ممنوعيت شراب در ايران در قرن 3 هجري این هفت ?سین? بود که جاي هفت شين را گرفت، در اصل هفت شين ثابت بود اما هفت سين تقريبآ هر چيزي که از نظر مردم خوش يمين باشد و با سين شروع شود می تواند باشد. اين سفره اجزائي ديگر هم دارد مانند آينه که نماد نور و راستي است، ماهي که نماد زندگي نيک بختي است، شمع که نماينده آتش است، گل که نماد دوستي است و کتاب که نماد دانائي است.
موبدان آدريان شوش در همان سال هاي اعراب هفت سين را جاي گزين هفت شين کردند که هفت سين آنها عبارت بود از:سبزه، سرکه، سمنو، سیب، سیر، سماق،سنجد که هر کدام نماد خاصی دارد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/01ساعت 10:40  توسط شادی بیات  | 

سخنرانی شهلا لاهيجی و بابک احمدی در

 مراسم روز جهانی زن در دانشگاه اميرکبير

بابک احمدی:
مردان بايد بعضی از تفکرات خود را تغيير دهند

شهلا لاهيجی
:
برای بدست آوردن جامعه‌ مدنی و توسعه پايدار حضور فعال زنان ضروری است

مراسمی با عنوان «روز جهانی زن» از سوی کانون گفت‌وگو و انديشه دانشگاه اميرکبير و با سخنرانی شهلا لاهيجی و بابک احمدی در آمفی تئاتر مرکزی اين دانشگاه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سياسی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، لاهيجی در اين مراسم اظهار داشت:« بی‌ترديد پيوند محکمی بين ميزان دموکراسی و حقوق زنان وجود دارد. هميشه بايد گفتمان مدنی در جامعه به درستی شکل بگيرد تا مشکلات زنان کمرنگ‌تر شود و حرکت اصلی در جامعه مدنی به سمت تحقق اهداف گام بردارد. متأسفانه از گذشته تاکنون شکاف‌های اجتماعی ميان جنس زن و مرد به وجود آمده است. شکاف جنسی به عنوان تقسيم جمعيت بسيار حائز اهميت است.»

وی با اشاره به فمنيست‌ها و نظام زن‌گرا بيان کرد: « خواسته‌های اين افراد برای فرصت‌های برابر، انتقال رياست خانواده از مرد به زن در شکل تساوی، به رسميت شناختن حقوق کودکان به ويژه دختران و. . . است. در کشور ما به دليل سابقه طولانی تاريخی و تنوع مردم‌شناختی تحليل وضعيت زنان با عوامل منطقی موفق نشده است. ايران جامعه‌ای تضادگراست و مسأله زنان در درون اين تضاد قرار می‌گيرد.»

لاهيجی با اشاره به موانع توانمندی زنان در عرصه‌های مختلف جامعه، ابراز عقيده کرد: « متأسفانه ابعاد ايزوله شدن در جزء جزء زندگی زنان کاملا مشخص است. بعد از انقلاب اسلامی بسياری از ارزش‌های زنان در نظر گرفته نشد و با بوجود آمدن جنگ زنان نتوانستند آنگونه که بايد رشد پيدا کنند. در مصوبات قانونی وظايف مادری، مديريت خانه و . . . به زنان واگذار شده و بعضی مشاغل از جمله قضاوت از آنها سلب شده است و متأسفانه هيچ‌گونه نقشی برای نهادهای تصميم‌گيری کلان برای آنها در نظر گرفته نشده است.»

وی افزود: « خوشبختانه زنان ما به همت خود در امر آموزش عالی، فرهنگ و. . . رشد پيدا کردند و خود کمر همت بستند و توانستند درهای بسته را به روی خود بگشايند. اگر بخواهيم با نظام جهانی فعلی پيش برويم بايد آرام، آرام مطالبات خود را بيان کنيم و حضور و مشارکت خود را در پايگاه‌های مختلف بروز دهيم چراکه برای بدست آوردن جامعه‌ی مدنی و توسعه‌ی پايدار حضور فعال زنان از ضروريات است. در قانون اساسی نيز فراهم آوردن رشد و شکوفايی زنان در جهت اداره‌ امور کشور ذکر شده است.»

اين فعال حقوق زنان با بيان اينکه هيچ دولتی حق ندارد برای حضور زنان در دانشگاه سهميه‌بندی ايجاد کند،‌ خاطرنشان کرد: « متأسفانه از چندی پيش شنيده‌ايم که عده‌ای می‌خواهند حضور زنان را در جامعه محدود کنند. آيا به واقع وجدان مردان ما قبول می‌کند که عدالت در دانشگاه در اين زمينه رعايت نشود؟ زن ايرانی از گذشته دارای قدرت بوده و متأسفانه هنوز حقيقت آن آشکار نشده است. اگر خواسته‌های اصيل خود را در ميان بگذاريم و حضور خود را نشان دهيم می‌توانيم اصول ابتدايی جامعه مدنی را بسازيم. مردم بايد به اين باور برسند که زنان جنس دوم نيستند و نبايد به آنها نگاهی سطحی داشته باشيم.»

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ اين نشست بابک احمدی اظهار داشت:« جنبش زنان از زمانی شکل گرفت که آنها خواستار شدند حقيقت خود را آشکارا نشان دهند و سلطه‌ی مردسالاری کنار رود. متأسفانه هنوز بسياری از تحقيق‌هايی که در خصوص زنان صورت می‌گيرد با فضای امروز همخوان نيست و با وجود آنکه از قرن نوزدهم آثار متعددی در خصوص آزادی زنان منتشر شده است اما هنوز در بسياری از جوامع حقوق زنان از مردان کمتر است.»

اين فعال سياسی تصريح کرد: «بسياری از آثاری که از دهه ۶۰ تاکنون نوشته شده به دنبال حقوق به دست نيامده‌ی زنان بوده است. استقلال فعلی برای فمنيست‌ها مورد تأييد نيست و برخلاف تمام تفکرات مردسالارانه آنها تلاش می‌کنند استقلال نسبی خود را بدست آورند. برابری‌های حقوق بين زن و مرد در اکثر کشورهای پيشرفته تا حدودی پذيرفته شده است. جنبش مستقل زنان خود را از دولت مستقل می‌داند و حتی اگر اشتباه کند ترجيح می‌دهد خود تصميم‌گيرنده‌ی حقيقی باشد.»

وی در پايان خاطرنشان کرد: « اگر بخواهيم استقلال کامل بين زن و مرد را داشته باشيم تنها نبايد زنان فعاليت کنند و حقوق خود را فرياد بزنند بلکه مردان بايد در اين راستا گام بردارند و بعضی از تفکرات خود را تغيير دهند چراکه برای توسعه و بدست آوردن جامعه‌ای مطلوب نياز است زن و مرد استقلال داشته باشند.»

خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت 23:54  توسط شادی بیات  | 

حضرت آيت الله العظمي صانعي :ازدواج مجدد مرد

بدون رضايت همسر اول حرام و خلاف عدالت است.

ازدواج مجدد مرد بدون رضايت همسر اول به نظر اينجانب حرام و گناه است و از نظر شرعي جرم است، و اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضايت ندهد، اين عقد اثر حقوقي ندارد.

حضرت آيت الله العظمي صانعي در گفتگو با راديو«دويچلاند فونك» آلمان ضمن بيان مطلب فوق اظهار داشتند: «ازدواج دوم مرد بدون رضايت زن اول خلاف زندگي با خوبي و معروف و هم چنين خلاف عدالتي است كه در قرآن به صورت شرط براي ازدواج دوم آمده است.»
اين مرجع بزرگوار تقليد با ابراز تأسف از ارائه برخي لوايح (كه به مرد اجازه مي دهد بدون رضايت زن اول، مجددا ازدواج نمايد) به مجلس براي تصويب فرمودند:
« اميدوارم چنين قانوني در مجلس شوراي اسلامي به تصويبنمايندگان محترم نرسد و من همواره دعا مي كنم كه چنين امري را كه ظلم و خلاف عدالت مي دانم،  در حق زنان تبديل به قانون نشود.»

معظم له با بيان اينكه من با تعدد زوجات مخالف نيستم بلكه با آزار و اذيت زن مخالفم فرمودند: «اگرچه مسئله تعدد زوجات در برخي زمانها و در برخي قبائل، متعارف و مرسوم و مورد پذيرش زنان بوده است، اما امروز چون اين مسئله موجب آزردگي خاطر زنان است انجام آن نيازمند اذن زن اول است و در حقيقت زن دوم گرفتن، در اختيار زن اول است و اين عين عدالت است .»                                                                                                                                  آيت الله صانعي با بيان اينكه اين گونه مسائل نيازي به وضع قانون ندارد بلكه بايد بدون قانون و در كانون خانواده با رضايت زن اول حل و فصل شود افزودند: «مجلس خداي ناخواسته با تصويب اين قانون مشكل ديگري به مشكلات موجود خصوصاً مشكلات زنان نيافزايد.»      

ايشان در بخش ديگري از سخنانشان اظهار داشتند: «مرد و زن براي هم وسيله آسايش و آرامش يكديگرند و حقوقي كه مرد بر زن دارد در مقابل حقوقي است كه زن بر مرد دارد، چرا كه اساساً حقوق بايد مقابل هم باشند و اگر يكي بر ديگري حق داشته باشد و ديگري از اين مسئله محروم باشد اين خلاف عدالت است.»

آيت الله صانعي همچنين با اشاره به تفاوت حقوقي ارث، كه حسب نص قرآن ميان زن و مرد وجود دارد، فرمودند: «در حقوق تفاوت هست اما خلاف عدالت نيست و ما در مباحث علمي ثابت كرده ايم كه اين تفاوت، خلاف عدالت نبوده و نيست. و در اسلام زن و مرد در تمام حقوق اجتماعي و سياسي با هم برابرند، به گونه اي كه حتي زنها مي توانند عالي ترين مقامات سياسي را نيز عهده دار شوند.»

اين فقيه نوانديش در ادامه و در پاسخ به اين سوال كه علي رغم مدعاي برابري حقوق زن و مرد در اسلام چرا پست ها و سمتهاي آسماني مانند پيامبري و امامت به زنها داده نشده است فرمودند: «تاريخ را نمي توان در مقابل متن قانون قرار داد. قانون با بيان كلي، برابري حقوق را ثابت كرده است و اگر ايرادي هست مربوط به فرهنگ جوامع است نه به قانون.»

ايشان افزودند: «چگونه مي توان در جامعه اي كه دختران را زنده به گور مي كردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يك جامعه منصوب نمايد؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت همانطور كه امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاهها را ندارد.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 1:20  توسط شادی بیات  | 

نظر مراجع عظام در خصوص حضور بانوان در ورزشگاه‌ها

* نامه آیت‌الله مکارم شیرازی به رئیس جمهوری درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، به دستور اخیر رئیس‌ جمهوری مبنی بر حضور بانوان در ورزشگاه‌ها اعتراض کرد و اظهار داشت: در همه‌جای جهان ورزشگاه‌های فوتبال به عنوان مکان‌های ناامنی شناخته می‌شوند که درگیری، زد و خورد و حتی گاه کشته‌هایی در پی دارد.

* آیت الله فاضل لنکرانی: دولت مکان‌های مستقلی را برای بانوان جهت امور ورزشی اختصاص دهد

حضرت آیت الله محمد فاضل لنکرانی اعلام کرد: دولت محترم جمهوری اسلامی مکان‌های مستقلی را با رعایت همه ضوابط شرعی برای بانوان جهت امور ورزشی اختصاص دهد و از این جهت تبعیضی بین آنان قائل نشود.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رسا، حضرت آیت الله فاضل لنکرانی درپاسخ به سئوالات متعدد در خصوص حضور بانوان محترم در ورزشگاهها اعلام کرد: از نظر فقهی نظر زن به بدن مرد حتی بدون لذت و ریبه جایز نیست؛ بنابر این شرکت بانوان در مکانهای عمومی ورزشی که همراه با اختلاط است به هیچ وجه جایز نیست
.


* آیت‌الله میرزا جواد تبریزی: اجتماع زنان و مردان در اماکن ورزشی فساد انگیز جایز نیست

خبرگزاری فارس: آیت‌الله میرزا جواد تبریزی اجتماع زنان و مردان در اماکن ورزشی که معمولاً همراه با امور فساد انگیز و ارتکاب حرام است،بر مردان و زنان جایز ندانست.

* نظر آیت الله صافی گلپایگانی درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها

حضرت آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها اعلام کرد: انتظار از مسؤولان محترم جمهوری اسلامی این است که با اعلام لغو این عنوان، نگرانی‌ها را رفع کنند.
به گزارش خبرگزاری فارس ، در پی صدور دستور رییس جمهور به رییس سازمان تربیت بدنی مبنی بر زمینه سازی برای حضور بانوان در ورزشگاه‌ها، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی با صدور پیامی، این کار را خلاف شرع و تنازل ظاهر از مواضع اسلامی برشمرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/25ساعت 0:59  توسط شادی بیات  | 

همنوایی شبانه ارکستر چوب ها

تاریخچه اختراع زن مدرن ایرانی ، بی شباهت به اختراع اتومبیل نیست، با این تفاوت که اتومبیل کالاسکه ای بود که اول محتوایش عوض شده بود.( یعنی اسبهایش را برداشته و به جای آن موتور گذاشته بودند.) و بعد کم کم شکلش مناسب این محتوا شده بود و بعد، که بدنبال محتوای مناسبی افتاده بود، کار بیخ پیدا کرده بود.( اختراع زن سنتی هم که بعد ها به همین شیوه صورت گرفت کارش بیخ کمتری پیدا نکرده بود.)

این طور بود که هر کس، به تناسب امکانات و ذائقه شخصی، از ذهنیت زن سنتی و مطالبات زن مدرن ترکیبی ساخته بود، که دامنه تغییراتش گاه از چادر بود تا مینی ژوپ، می خواست در همه تصمیمات شریک باشد اما همه مسئولیت ها را از مردش می خواست. می خواست شخصیتش در نظر دیگران جلوه کند نه جنسیتش، اما با جاذبه های زنانه اش به میدان می آمد. از بی چشم و رویی مردم شکایت می کرد. طالب شرکت پایاپای مرد در امور خانه بود اما در عین حال مردی را که به این اشتراک تن می داد، ضعیف و بی شخصیت قلمداد می کرد . خواستار اظهار نظر در مباحث جدی بود اما برای داشتن یک نقطه نظر جدی کوششی نمی کرد، از زندگی زناشوییش ناراضی بود، اما نه شهامت جدا شدن داشت نه خیانت. به برابری جنسی و ارضای متقابل اعتقاد داشت، اما وقتی کار به جدایی می کشید به جوانیش که بی جهت پای دیگری حرام شده بود تاسف می خورد.

بر گزیده ای از کتاب همنوایی شبانه ارکست چوب ها به نویسندگی رضا قاسمی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 23:52  توسط شادی بیات  |